سریالسریال ترکی جدیدسریال ترکی عاشقانهسریال ترکی همه جا توسریال ترکیه ایسریال خارجیسریال های در حال پخش ترکیه

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen همچنین داستان کامل قسمت آخر سریال ترکی لروکس همه جا تو را در این مطلب بخوانید. این سریال ترکیه ای در اوایل سال ۲۰۱۹ تولید شد و در تابستان این سال پخش شده است. ژانر این سریال درام و رمانتیک است. سریال ترکی همه جا تو جمعه ها ساعت ۲۰:۰۰ از شبکه Fox پخش می شود. این سریال در شهر استانبول ترکیه در حال ساخت است.

سریال ترکی «همه جا تو» که بعضا با نام «لروکس» از شبکه های فارسی زبان پخش می شود، یک کمدی عشقی است که تابستان سال ۹۸، به عنوان یک سریال تابستانی و برای پخش در این فصل آغاز شد، ولی اقبال مخاطبان باعث شد سریال بیش از آن که انتظار می رفت ادامه پیدا کند. «همه جا تو» یک سریال خوش رنگ و لعاب و رنگارنگ و سرخوش دیگر، مانند عشق اجاره‌ای، عطر توت‌فرنگی، عشق تجملاتی و عطر عشق. علت آنکه این سریال با نام لروکس شناخته می شود به شخصیت اصلی سریال بر می گردد که «لروکس» نام دارد.

سریال به جز استقبال شدید مخاطبان که فاکس تی وی را به تمدید سریال واداشت، موفقیت های دیگری هم داشت. جایزه ی “لنز طلایی” را در بخش بهترین سریال کمدی عشقی برنده شد. دمیر ارندیل با بازی فورکان آندیچ و سلین سِوَر با بازی آیبوکه پوسات شخصیت های اصلی داستان اند.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس

جزئیات داستانی سریال همه جا تو

دمیر مرد جوانی است که یک شرکت کوچک معماری در آستانه ی ورشکستگی و خانه ی دوران کودکی اش را می خرد. ولی متوجه می شود سرش کلاه رفته و فعلا و تا پیدا شدن راه حلی باید خانه را با دختری به نام لروکس تقسیم کند. دختری که نقطه ی مقابل اوست و هیچ چیزشان به هم شبیه نیست و هیچ وجه مشترکی ندارند. تازه بعد از آن متوجه می شود که در شرکتی که خریده، لروکس یکی از کارمندان ارشد هم است و باید آنجا هم با او سر و کله بزند.

این سر و کله زدن در شرکت هم از جایی که دمیر برای متمرکز شدن کارمندان و جدی شدن فضای شرکت، قانون «ممنوعیت عاشق شدن در محل کار» را می گذارد، تبدیل به یک جنگ پنهان می شود. آیا لروکس موفق می شود دمیر را از خانه فراری بدهد؟ آیا دمیر در نهایت قانون منع عاشق شدن در شرکت را بر می دارد؟ آیا دمیر می تواند شرکت را از ورشکستگی نجات دهد؟ آیا لروکس و همکارانش در نهایت رئیس تازه شان را می پذیرند؟

سریال که با شروع خیلی خوبش توانسته بود در شبی که قسمت آخرِ فصل آرکاسوکاکلار پخش می شد، پشت سر این سریال قدیمی و بسیار محبوب ترکیه ای بایستد و خودی نشان بدهد، نتوانست حریف سریال تازه ی دیگری شود که پخشش در آ تی وی آغاز شده بود. دوران اوج سریال همزمان شد با ظهور یک پدیده در میان سریال های ترکیه ای؛ پدیده ای به نام «هرجایی».

پخش هرجایی با همه جا تو همزمان شد و باعث شد تعداد بیننده های سریال به شدت افت کند. بعد از آن، شبکه فاکس یک تصمیم جدید گرفت و پخش سریال را به شب های شنبه منتقل کرد و برای چند هفته در آن شب پخشش کرد. ولی این جابجایی، به درآمدهای سریال بسیار آسیب زد. همه جا تو دیگر گزینه مناسبی برای تبلیغات تلویزیونی و سودآوری شبکه اش نبود. و این در حالی بود که فورکان آندیچ بازیگر نقش دمیر یکی از گران ترین قراردادهای سال های اخیر را امضا کرده بود و قرارداد آیبوکه پوسات، بازیگر نقش لروکس هم تفاوت قابل توجهی با بازیگران زن پارسال داشت.

ادامه ی سریالی که بیننده هایش را از دست داده، با چنین هزینه بالایی منطقی نبود. اساسا هم شبکه های ترکیه ای، خیلی حاضر نیستند برای سریال های تابستانی شان، به خصوص سریالی که شنبه شب ها پخش می شود، هزینه ی بالایی بکنند. تابستان بیشتر فصل کمدی به حساب می آید و شبکه ها در تابستان پروژه بهتری ندارند.

بنابراین بالا بودن تعداد بیننده و کیفیت سریال چندان مهم نیست و شبکه ها ترجیح می دهند سریال هایی کم خرج بسازند و با کمترین هزینه، بیشترین سود را بکنند تا بتوانند بیننده هایشان را تا رسیدن پاییز و رو کردن سریال های اصلی، حفظ کنند. بنابراین ادامه دادن سریالی مثل همه جا تو که هزینه هایش خیلی بالا رفته بود، دیگر برایش به صرفه نبود؛ هرچند سریال بسیار با کیفیت بود. به همین خاطر هم، سریال بعد از ۲۳ قسمت دو ساعت و نیمه، به پایان رسید و نتوانست مثل پرنده سحرخیز، طولانی شود.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس ۱

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس

در قسمت اول تا آخر سریال ترکی همه جا تو می خوانید: دمیر مرد جوان خوش چهره ای است که در کسب و کار خودش که معماری و طراحی داخلی باشد، موفق است. او پیشنهادهای مالی هنگفت شرکت های بزرگ را رد می کند، تا برای خودش و با قوانین خودش کار کند. برای همین هم شغلش در ژاپن را ترک می کند و به استانبول باز می گردد و یک شرکت معماری کوچک را که در آستانه ی ورشکستگی است، می خرد. به نظر انتخاب عاقلانه ای نمی آید، ولی دمیر به توانایی ها خودش اطمینان دارد و مطمئن است که خواهد توانست در با مدیریت اوضاع در یک سال شرکت را نجات دهد.

دمیر می خواهد زندگی تازه ای را در استانبول آغاز کند. پس از خریدن این شرکت، او خانه ی سابق خانواده اش در دوران کودکی اش را هم می خرد. ولی وقتی به مخمصه می افتد که متوجه می شود آن خانه ی دوران کودکی را به یک نفر دیگر هم فروخته اند. به سلین یا همان لروکس. دمیر و لروکس هر دو ادعا می کنند که مالک واقعی خانه اند، ولی خیلی زود متوجه می شوند که سرشان کلاه رفته و هرکدام فقط نصف خانه را خریده اند.

هردو از ترک خانه و فروختن سهمشان به دیگری تن می زنند و البته، نمی دانند که چطور صاحب کل خانه شوند. دمیر نمی خواهد از این خانه برود، چون دوست دارد در کنار خاطرات کودکی اش زندگی کند و نمی خواهد آن ها را از دست بدهد. از آن طرف هم، لروکس نمی خواهد از این خانه برود، چون پس از آن که خانواده اش را که پایشان را در یک کفش کرده بودند تا او ازدواج کند، راضی کرده، به تازگی کلی پول خرج طراحی دکوراسیون خانه و خرید اسبابش کرده است. البته، بیشتر سر لج افتاده و نمی خواهد حرف، حرف دمیر پرمدعا باشد. هر دو کله شقند و مغرور و سرسخت. پس آن ها هیچ چاره ای ندارند جز اینکه خانه را با هم شریک شوند و هرکدام در نصفش زندگی کنند، تا چاره ای بیابند. چرخ روزگار آن ها را ناچار به زندگی با یکدیگر می کند.

وقتی دمیر به شرکتی می رسد که تازه آن را خریده، متوجه می شود که لروکس آنجا هم هست و به عنوان یک طراح داخلی، کارمند آنجاست. وقتی رئیس تازه از راه می رسد، شرکت را زیر و رو می کند. دمیر تغییرات زیادی در شرکت می دهد و کلی قانون تازه می گذارد، از جمله اینکه عاشق شدن در محل کار، ممنوع است!

با رسیدن دمیر اوضاع لروکس و همکارانش شرکت بدجوری بهم می ریزد. دوستان تازه نامزد کرده ی لروکس در شرکت، می بینند که باید بین کار و عشقشان یکی را انتخاب کنند و خب، با هم بهم می زنند! لروکس هم زورش می آید و برایش دشوار است که با رئیسی کار کند که به شدت و با وسواس کنترلش می کند و او را زیر نظر دارد. به همین خاطر هم با همکارانش نقشه ای می کشند تا دمیر را فراری بدهند.

در ادامه قسمت اول تا آخر سریال ترکی همه جا تو می خوانید: نام نقشه ی شان را هم می گذارند “عملیات چیتا”. براساس این نقشه لروکس موظف می شود در خانه دمیر را اذیت کند؛ مثلا با صدای بلند آهنگ گوش کند، غذاهای بوگندو بخورد، خوشبخوکننده ی تند برای اتاق استفاده کند و عطرهای تند بزند و از این کارها. مسئولیت این است که دمیر را از خانه و استانبول فراری بدهد. در سوی دیگر هم، کارمندان شرکت موظف می شوند که با اذیت کردن مشتری های سخت گیر و مشکل تراش، آن ها را به جان دمیر بیاندازند و ذله اش کنند. هم زمان، آن ها باید تلاش کنند که مقاومت رئیس را بشکنند تا قانون منع عاشق شدن در شرکت را بردارد.

با این همه، شانس موفقیت عملیات چیتا چندان زیاد نیست. دمیر در کارش خیلی وارد است و می داند چطور با مشتری های مشکل تراش کنار بیاید. همچین تو تصمیم گرفته تحت هیچ شرایطی خانه را ترک نکند. با اینکه دمیر شخصیت بالکل متفاوت از لروکس دارد، آن ها اندک اندک و به مرور، با تفاوت های هم کنار می آیند. دمیر بسیار منظم و تمیز است. هر روز صبح زود بیدار می شود، ورزش می کند و یک صبحانه ی سالم می خورد. در نقطه مقابل اما، لروکس شلخته است، پرحرف است و نترس. او حیوانات را دوست دارد؛ آنقدر که حتی یک بز در باغچه بسته و ازش نگهداری می کند.

داستان از آنجایی پیچیده می شود که دمیر و لروکس به هم نزدیک و با وجود تفاوت های شخصیت هایشان، جذب هم می شوند. داستان سریال لروکس در مورد مرد جوانی است که یک شرکت کوچک معماری در آستانه ی ورشکستگی و خانه ی دوران کودکی اش را می خرد. ولی دست آخر ناچار می شود خانه را با یکی از کارمندانش تقسیم کند. آیا لروکس موفق می شود دمیر را از خانه فراری بدهد؟ آیا دمیر در نهایت قانون منع عاشق شدن در شرکت را بر می دارد؟ آیا دمیر می تواند ظرف یک سال شرکت را از ورشکستگی نجات دهد؟ آیا لروکس و همکارانش در نهایت رئیس تازه شان را می پذیرند؟

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس ۳

نکاتی از سریال ترکی لروکس

بوراک و ایلول، آیدا و ایبو، محرم و لیلا، کدام عروسی می‌کنند؟
خداحافظ چی چی!
دمیر دستگیر می شود
آیا ایلدیریم پشت ماجرای بازداشت دمیر است؟
آیا بوراک حقیقت را می گوید؟
عشق آلارا یا کینه ی ایلدیریم؟
مروه و ودات
بوراک و ایلول
یک شب رمانتیک
لروکس از دمیر چه می خواهد؟
آیا بوراک شرکت جدیدی می زند؟
بحران شرکت تقصیر کیست؟
آیدا و ایبو
تصمیم مروه
ماه عسل محرم و لیلا
آیا شرکت تعطیل می شد؟
خداحافظی
لروکس پیشنهاد جشن عروسی می دهد
مروه از ودات چه می خواهد؟
یک عروسی در پیش است.
چرا لروکس از دمیر فرار می کند؟
لروکس چه پیشنهادی به دمیر می دهد؟
دمیر چه فکری در سر دارد؟
آیا ایلول پیشنهاد بوراک را قبول می کند؟
لروکس و ایلول
شب حنابندان
عاشق و خوشحال
عروسی
لحظه ی موعود فرا می رسد


برای مطالعه داستان کامل تمام قسمت های سریال ترکی لروکس (همه جا تو) و داستان مجزای هر قسمت از سریال به لینک زیر مراجعه کنید:

سریال ترکی لروکس (همه جا تو)


داستان قسمت ۶۷ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۶ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۴ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۲ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۱ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۶۰ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

 

داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۸ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۷ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۶ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۵ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۴ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۳ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۲ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۵۰ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۹ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی لروکس

 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۷ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۶ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۵ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۴۴ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۴۲ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۴۱ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر

داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی لروکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس

داستان قسمت ۳۹

داخل آب بیرون آمده و لروکس با دیدن او خیالش راحت می شود. آنها آنطرف خشکی دریاچه می روند. دمیر بخاطر اینکه لباسهایش خیس شده عصبی است و لروکس را مقصر میداند. لروکس به او میگوید که در آن نزدیکی یک کلبه است که می‌توانند به آنجا بروند تا لباسهایش را خشک کند. دمیر به حرف لروکس راه می افتد و آنها داخل جنگل می روند. عظمیه پنهانی لب دریاچه رفته و از کسی که قایق کرایه میدهد، در مورد دمیر سوال کرده و مشخصات او را میدهد.
.
آن مرد میگوید که دمیر به آنجا آمده و سپس به همراه لروکس به آن طرف دریاچه‌ رفته اند. عظمیه از اینکه دمیر پیش لروکس رفته خوشحال شده و سپس پیش جمع برمی‌گردد. بچه ها همگی نشسته اند و در مورد رفتن برای بازی و مسابقه در حال تصمیم گیری هستند. بقیه میگویند که بدون لروکس و دمیر نیز موافق مسابقه هستند و آنها خودشان هروقت بخواهند برمی‌گردند، اما آلارا که حسابی عصبی است قبول نمیکند. او هرچه با دمیر تماس میگیرد گوشی اش بخاطر افتادن در آب در دسترس نیست. عظمیه پیش آنها آمده و میگوید که با دمیر صحبت کرده است و او گفته است که تا شب برنمی‌گردند.
.
او به دروغ میگوید که گوشی دمیر آنتن نمی‌دهد و فقط یک بار با او تماس گرفته است. آلارا عصبی شده و از جمع جدا می شود تا به اتاقش برود. بوراک نیز دنبال او می رود آلارا با حرص بوراک را مقصر میداند و میگوید که او توانایی عمل ندارد و این مدت نتوانسته است با لروکس دوست شود. آنها کمی با یکدیگر بحث می کنند. بوراک عصبی شده و تصمیم میگیرد که در جنگل رفته تا آنها را پیدا کند. عظمیه به فیروزه خانم میگوید که در مورد تماس دمیر دروغ گفته است تا آنها راحت و تنها باشند. فیروزه خانم از این کار عظمیه خوشش می آید. لروکس و دمیر، که به امید آدرس دادن لروکس پشت سر او راه افتاده است، در جنگل گم می شوند.
.
آنها چند بار دور خودشان دور زده و راه را پیدا نمی‌کنند. دمیر عصبی شده است. آنها کمی نشسته و استراحت می‌کنند و دوباره به راهشان ادامه می‌دهند. آنها بعد از چند ساعت، به کلبه ای که لروکس خیلی وقت قبل که به آنجا آمده بود می‌شناخت ، میرسند. دمیر با حرص میگوید که دیگر لباسش خشک شده است. آنها در می زنند اما کسی داخل کلبه نیست و کلیدی نیز پیدا نمی‌کنند. سپس کمی در ایوان نشسته تا خستگی در کنند. آلارا به همراه بوراک در جنگل می آید. او پس از مدتی خسته و عصبی می شود و این کار بوراک را بیفایده می داند و از او میخواهد برگردند.
.
بوراک قبول نمیکند و آلارا خودش به تنهایی به هتل برمیگردد. هوا رو به تاریکی می رود اما از صاحب کلبه خبری نمی شود. لروکس و دمیر چوب جمع کرده و هیزم می شکنند. لروکس در مورد خاطرات روستا و کارهایی که بلد است برای دمیر صحبت میکند. دمیر نیز در مورد شیطنت‌های دوران مدرسه خود به او میگوید. دمیر آتش روشن میکند و لروکس دنبال چیزی برای خوردن می رود. او کمی بعد با مقداری تمشک برمیگردد.
.
آنها که از صبح چیزی نخورده اند حسابی گرسنه هستند. هر دو کنار آتش می نشینند و تمشک می‌خورند. بوراک در تاریکی جنگل با چراغ قوه جلو می رود. او چشمش به کلبه افتاده و نزدیک تر می آید. لروکس در آسمان ستاره هایی که برایشان اسم گذاشته است را به دمیر نشان میدهد. دمیر از او میخواهد که ستاره ای را نیز به اسم او نامگذاری کند‌. او و لروکس به هم نزدیک شده و یکدیگر را می بوسند. همان لحظه، بوراک از دور این صحنه را می بیند.
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس + جزئیات

داستان قسمت ۳۸

بوراک و تیم دمیر شروع به انواع بازی و مسابقه میکنند. در یکی از مسابقه ها، لروکس و آلارا رقیب یکدیگر می شوند و روی طناب می روند. لروکس با حرص بازی کرده و میخواهد هر طور شده آلارا را شکست بدهد. آلارا از روی طناب افتاده و لروکس برنده می شود. آلارا با ناله میگوید که پایش آسیب دیده و درد دارد.او به عمد با اغراق میگوید که نمی‌تواند راه برود تا دمیر به او کمک کند. دمیر او را بغل کرده تا به اتاقش ببرد. آلارا در دلش خوشحال می شود.

.

لروکس از دیدن این صحنه حرصش میگیرد. عظمیه به او میگوید که آلارا به ظاهر باخت اما در واقع برنده شد. ظهر، لروکس به خودش رسیده و برای نهار آماده شده است. او از اتاقش بیرون می آید و دمیر را سر راه خود میبیند. دمیر از لروکس تعریف میکند. لروکس با کنایه از او حال آلارا را میپرسد و دمیر میگوید که میخواهد به او سر بزند. لروکس کنار می رود تا مانع رفتن دمیر نباشد. دمیر علت رفتارهای لروکس و بازی حریصانه او را میپرسد. لروکس جوابی ندارد بدهد. دمیر جلو آمده و به او نزدیک می شود. همان لحظه آیدا و مروه از اتاق بیرون آمده و آنها مجبور می شوند به خودشان آمده و از هم فاصله بگیرند.

.

سپس همگی به سمت پیکنیک برای خوردن نهار می روند. آلارا که پایش بهتر شده نیز آمده و سر میز مدام سعی دارد با دمیر صمیمی باشد. لروکس حرص میخورد و بعد از اینکه نهارش تمام می شود بلند شده تا کمی قدم بزند. دمیر نیز میخواهد بلند شود که بوراک زودتر از او به لروکس میگوید که همراهی اش میکند. آلارا نیز از دمیر میخواهد با هم قدم بزنند. دمیر به ناچار قبول میکند. آلارا در حال قدم زدن، دوباره به دمیر بابت تصمیمش درباره جدا کردن خانه اش از لروکس سوال میکند. دمیر جواب قاطعی به او نمی‌دهد و به بهانه پای آلارا او را به اتاقش برمیگرداند تا استراحت کند.

.

شب، بورا و ایبو برای اینکه هرکدام پیش عشق خودشان باشند، پنهانی اتفاقات را عوض میکنند. آلارا و لروکس در حال قدم زدن هستند که دمیر متوجه می شود لروکس از اتاق بوراک در آمده و به اتاقش می رود. او حرصش میگیرد. آلارا با ذوق میگوید که لروکس و بوراک به یکدیگر می آیند. بعد از رفتن آلارا به اتاقش، دمیر میخواهد دم اتاق لروکس برود و او را بازخواست کند اما منصرف می شود و به اتاق خودش می رود. کمی بعد لروکس وقتی مسواکش را پیدا نمیکند به اتاق دمیر می رود تا از او سوال کند. دمیر وسایل حمام او را که در ساک خودش گذاشته بود به لروکس می دهد، سپس از او در مورد علت رفتن به اتاق بوراک سوال میکند. لروکس با حرص میگوید که برای دادن قرص پیش او رفته بود و رابطه ممنوعه ای بینشان نیست.

.

همان لحظه از طرف آلارا برای دمیر پیام می آید و از او میخواهد که به اتاقش برود. لروکس با دیدن پیام حرصش گرفته و سریع از اتاق دمیر می رود. دمیر جواب رد به آلارا داده و با کلافگی میخوابد. صبح، عظمیه دم اتاق دمیر رفته و با نگرانی میگوید که لروکس گم شده و از دیشب به اتاق نیامده است و احتمال میدهد لب دریاچه رفته باشد. دمیر نگران شده و به آنجا می رود. او متوجه می شود که لروکس قایقی کرایه کرده و شب را وسط دریاچه در قابل خوابیده است. او وسط آب رفته و با لروکس بخاطر این کار خطرناک دعوا میکند. او اصرار دارد لروکس را برگرداند. آنها با هم بحث کرده و دمیر داخل دریاچه می افتد. لروکس به شدت ترسیده و او را صدا می زند. بچه ها همگی برای صبحانه جمع شده اند. عظمیه مقابل آلارا به عمد میگوید که لروکس و دمیر صبح برای پیاده روی رفته اند. آلارا و بوراک هر دو حرصشان میگیرد.

داستان قسمت ۳۷

رفتن آلارا، آیدا و مروه از حرص او به لروکس میگویند که سه تایی به بازار رفته تا لباسهای خوب بخرند که در سفر شیک به نظر بیایند. لروکس با بی حوصلگی میگوید که قصد خرید ندارد و میخواهد به خانه برود. در کافه، اوستا محرم ناگهان مقابل لیلا خانم ظاهر می شود. لیلا خانم از دیدن او شوکه می شود. اوستا محرم با خوشحالی ماجرای سفر را توضیح داده و از لیلا و فیروزه خانم میخواهد که به عنوان همراه با او بیایند.

.

لیلا خانم ابتدا قبول نمیکند، اما فیروزه خانم قبول میکند. اوستا محرم طبق معمول ناگهانی غیب می شود. فیروزه به لیلا میگوید که باید به این سفر بروند زیرا فرصت مناسبی برای نزدیک کردن دمیر و لروکس است. آیدا نیز به دامپزشکی ایبو رفته و از او برای سفر دعوت میکند. در خانه، لروکس که به خاطر حرفهای آلارا عصبی شده است با دمیر بحث میکند و با کنایه در مورد خوشگذرانی های او و آلارا میپرسد.

.

دمیر در مقابل حرص خوردنهای لروکس چیزی نمی‌گوید و لروکس بیشتر عصبی می شود. دمیر بی تفاوت به اتاقش می رود تا بخوابد. شب، دمیر به اتاق لروکس می رود. او هدیه هایی به عنوان سوغاتی برای لروکس آورده است. لروکس بسیار خوشحال شده و از دمیر تشکر میکند. بعد از رفتن دمیر، لروکس با حس خوب به او فکر میکند، اما دوباره به خودش یادآوری میکند که دمیر با آلارا بوده است. صبح، دمیر به اتاق لروکس می آید و او را برای آماده شدن برای سفر بیدار میکند. لروکس میگوید که قصد آمدن به سفر را ندارد. ‌دمیر با جدیت میگوید که او حتما باید بیاید و امکان ماندن او وجود ندارد. او در مقابل انکارهای لروکس، خودش ساک لروکس را برداشته و برای او لباس جمع میکند و بی توجه به او پایین رفته و منتظر آمدن لروکس است.

.

لروکس با کلافگی بلند شده و حاضر می شود. دمیر لروکس را مقابل در شرکت که همگی جمع شده اند می برد تا آنها با اتوبوس بروند و خودش با ماشین بیاید. بچه ها همگی سوار اتوبوس شده و به سمت مقصد حرکت می کنند. آنها به هتل ویلایی رسیده و سپس هر کدام کلید اتاقهایشان را دو به دو میگیرند. مروه برای اینکه کارت شناسایی او را نبینند که متوجه عوض شدن فامیلی او و ازدواجش با بورا نشوند، پنهانی از صف بیرون می آید تا در آخر خودش با آیدا اتاق بگیرد. لروکس به کلبه خودش می رود. او وقتی ساکش را باز میکند از لباسهای بی ربطی که دمیر برایش انتخاب کرده عصبی می شود. آیدا و مروه نیز کمی بعد به کلبه او آمده و در مورد دمیر و آلارا و رابطه آنها صبحت میکنند. لروکس باز هم خودش را به بی اعتنایی می زند.

.

عظمیه نیز وارد اتاق می شود. او که از احساس لروکس به دمیر خبر دارد، به عمد اتاق دمیر و آلارا را که کنار هم بوده عوض کرده است. آلارا با مسئول هتل در حال بحث کردن است. مسئول هتل میگوید که خود آلارا تماس گرفته و اتاقش را عوض کرده است، اما آلارا میگوید که حتما میخواهد اتاقش کنار دمیر باشد و او تماسی نگرفته است. مسئول هتل میگوید که این کار امکانپذیر نیست زیرا اتاق ها پر شده اند. بچه ها بعد از استقرار به سمت دریاچه می روند. آنها طبق برنامه ای که آلارا چیده است به دو گروه تقسیم می شوند تا بازی کنند و سپس تیم بازنده به تیم برنده شام بدهد. بوراک و دمیر تیم تشکیل داده و هر کدوم عضوی انتخاب می‌کنند. لروکس عوض تیم بوراک شده و دمیر نیز آلارا را انتخاب میکند. آلارا از اینکه دمیر او را انتخاب کرده به شدت ذوق زده می شود.

داستان قسمت ۳۶

بعد از رفتن دمیر، با ناراحتی در اتاق نشسته و گریه میکند. دو روز بعد، دمیر به خانه برمی‌گردد. او ساک خود را گذاشته و با تعجب به خانه ای که پر از ظرف کثیف است نگاه میکند. سپس به اتاقش رفته و میبیند که لروکس روی تخت او خوابیده است. او با لبخندی کنار لروکس رفته و همان جا روی تختش کنار او می‌خوابد. صبح لروکس بیدار شده و از دیدن دمیر در کنارش متعجب می شود. او ابتدا میخواهد برود، اما دلش نمی آید و کنار دمیر دوباره دراز میکشد.
.
او به خودش یادآوری میکند که دمیر این مدت پیش آلارا بوده و نباید الان کنار او باشد، اما باز با خودش کلنجار رفته و پیش او میماند. در شرکت، همگی پر انرژی اول هفته را شروع کرده اند. آیدا با جعبه ای شیرینی آمده و بورا نیز چند دسته گل برای دخترهای شرکت خریده است. عظمیه پیش بقیه آمده و با نگرانی میگوید که آقا ییلدیریم تماس گرفته و برای جلسه کاری به شرکت می آید. آیدا و عظمیه هر دو همزمان با دمیر و لروکس تماس گرفته و آنها را بیدار میکنند‌ و خبر جلسه را میدهند. دمیر و لروکس از اینکه خواب مانده اند هول می شوند.
.
لروکس از اینکه دمیر به او در مورد جلسه چیزی نگفته بود و صورت جلسه ای آماده نکرده اند گله میکند ، و دمیر نیز کوتاهی لروکس را برای چک کردن ایمیل مسبب میداند. آنها سریع بلند شده تا حاضر شوند. دمیر از وضیعت خانه ایراد میگیرد. لروکس وانمود میکند که در این دو روز با بچه ها مهمانی گرفته و خوش گذرانده است.اما در واقع او در خانه نشسته و مدام گریه میکرد و سپس آیدا و مروه به خانه او آمده بودند. او که اصلا حوصله مهمان را نداشته مقابل آنها وانمود می‌کرده که حالش خوب است. سپس بورا و ایبو و بوراک نیز آمده اند.
.
دمیر وقتی گل‌های تازه در حیاط می بیند، از سلین در مورد آنها سوال میکند. سلین نیز میگوید که برای تنوع در حیاط از ودات خواسته که برایش گل بیاورد تا بکارد. او در واقع بخاطر تنهایی و خستگی و برای اینکه خودش را سرگرم کند این کار را کرده است. دمیر از اینکه لروکس در این مدت حسابی خوش گذرانده حرصش میگیرد. در مقابل لروکس نیز از اینکه دمیر با آلارا به سفر رفته عصبی است و مدام به او کنایه می زند. آنها بعد از بحث کردن ، با عجله به شرکت می روند. در شرکت جلسه با آقا ییلدیریم شروع شده و همه منتظر آنها هستند.
.
آقا ییلدیریم از دمیر بخاطر ارایه خوب پروژه در پاریس و معرفی آن، تشکر میکند و از این بابت خوشحال است. در حین جلسه، آلارا نیز وارد اتاق می شود. دمیر که با آلارا برنگشته بود از دیدن او متعجب می شود. آلارا به دمیر و پدرش توضیح میدهد که قرار بود بیشتر در پاریس بماند، اما چون در این دو روز حسابی با دمیر به او خوش گذشته است، تصمیم گرفته است برگردد تا این بار با اکیپ شرکت به سفر رفته تا همه با هم خوش بگذرانند. برای همین با اولین پرواز برگشته است. آلارا میخواهد که دو روز شرکت تعطیل شده و همه کارکنان با هم به سفر بروند.
.
دمیر با این تصمیم مخالف است و به عقب نیفتادن پروژه اقا ییلدیریم فکر میکند. آلارا از پدرش درخواست کرده و آقا ییلدیریم بخاطر آلارا این پیشنهاد را قبول میکند. آلارا خوشحال شده و از بچه ها میخواهد که فردا برای یک سفر دو روزه حاضر شوند و هرکس در صورت تمایل دوست و عشق خود را با خودش بیاورد تا خوش بگذرانند. آیدا و مروه که از علاقه لروکس به دمیر خبر ندارند، میگویند که حتما رابطه آنها در سفر صمیمی شده است. آنها امیدوارند تا آلارا و دمیر با هم دوست شوند تا دمیر از خانه لروکس برود و او راحت شود. لروکس چیزی به روی خودش نمی آورد.
.
آلارا به اتاق دمیر می رود. دمیر پیش او آمده و او را بخاطر تصمیم بی مشورت در مورد سفر کارکنان ملامت میکند و از آلارا میخواهد دیگر پدرش را در شرایط سخت قرار ندهد.آلارا به حرفهای او اهمیت نداده و هنگام بیرون رفتن، صورت دمیر را می بوسد. او سپس سر میز دخترها آمده و شروع به تعریف از سفر و خوشگذرانی با دمیر میکند و از رفتار رمانتیک او که متفاوت با رفتارش در حالت عادی است، تعریف میکند. لروکس به شدت حرصش میگیرد.
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس + جزئیات

داستان قسمت ۳۵

آلارا با پررویی به اتاق دمیر می رود و روی تخت او منتظر می نشیند. لروکس به اتاق آمده و وقتی آلارا را در آنجا می بیند، حرصش میگیرد. آلارا به او با کنایه میگوید که در حال بردن دمیر است تا لروکس چند روزی را در خانه راحت باشد.لروکس به اتاق خودش می رود. آیدا و مروه با او تماس گرفته و میگویند که قصد رفتن به سینما دارند و از لروکس نیز می‌خواهند همراهشان بیاید. لروکس با کلافگی توضیح میدهد که آلارا آمده است و نمی‌تواند بیاید. او باز هم از اینکه دمیر میخواهد با آلارا به سفر برود گله میکند. آیدا و مروه طبق رفتارهای دمیر و آلارا حدس می زنند که دمیر قصد سفر رفتن ندارد و سفر واقعا کاری است.
.
اما دمیر بخاطر آلارا چیزی نمی‌گوید و در دقیقه نود میخواهد بوراک را بفرستد. لروکس از تصور این احتمال خوشحال می شود، زیرا از دمیر ذوق و واکنشی مثل آلارا، برای رفتن نمیبیند‌.در ادامه قسمت ۳۵ سریال ترکی همه جا تو خواندید می خوانید: دمیر در رستوران از ودات میخواهد که به خانه آنها بیاید. او با اصرار ودات را می برد. لروکس از دیدن ودات خوشحال شده و با او صمیمی برخورد میکند. دمیر از دیدن این صحنه معذب شده و حرص می خورد. آلارا پیش آنها آمده و وقتی لروکس و دمیر به آشپزخانه می روند، آلارا سعی دارد از زبان ودات در مورد لروکس و رابطه او با دمیر حرف بکشد. او مدام سعی دارد لروکس را تحقیر کند.آنها چهارتایی در تراس نشسته و آلارا دوباره از برنامه های سفر صحبت میکند.
.
او لروکس را نادیده گرفته و فقط با دمیر و ودات صحبت میکند و برای سری بعد پیشنهاد سفر سه نفره را میدهد. آلارا به بهانه آماده کردن وسایلش زودتر می رود . دمیر برای بدرقه او می رود.وقتی ودات و لروکس تنها می شوند، ودات متوجه می شود که لروکس به دمیر، در مورد اینکه او به دمیر دروغ گفته توضیح داده است، و تازه میفهمد که علت سرد شدن رفتار دمیر با او بخاطر چه چیزی بوده است. ودات کمی بعد می رود. او دم در دوباره با دمیر صحبت کرده و از او میخواهد که هوای لروکس را داشته باشد.بعد از رفتن ودات، دمیز به اتاقش می رود تا چمدانش را ببندد. لروکس با ناراحتی پیش او می رود و در مورد ساعت حرکتش می پرسد. دمیر میگوید که صبح زود می رود. او از لروکس میخواهد که مواظب خودش باشد و درها را قفل کند.
.
لروکس به اتاقش رفته و میخوابد. او خواب میبیند که بیدار شده و میبیند ماهی اش داخل آکواریوم نیست. سپس با نگرانی به اتاق دمیر رفته و می‌بیند دمیر نیز در اتاق نیست و اتاق او خالی است.بز و لاک پشت او نیز ناپدید شده اند.سپس برق خانه می رود. لروکس وحشت زده شده در خواب دمیر را صدا می زند. دمیر که چمدان به دست است، با شنیدن صدای لروکس فوری به طبقه بالا رفته و او را که کابوس دیده است بغل میکند. لروکس با گریه میگوید :«همتون رفته بودید. ترو خدا نرو. منو تنها نزار» . دمیر او را آرام کرده و میگوید جایی نمی رود. وقتی لروکس آرام می شود ، دمیر او را به حیاط می برد تا کمی هوا بخورد. لروکس روی شانه دمیر خوابش می برد.
.هوا روشن شده و آلارا با ماشین دم در خانه می آید. او منتظر دمیر است و مدام بوق می زند. دمیر لروکس را بغل کرده و به اتاقش می برد. سپس ساکش را برداشته و سوار ماشین آلارا می شود. لروکس از جایش بلند شده و از پنجره با ناراحتی به رفتن آنها نگاه می کند / قسمت ۳۵ سریال ترکی همه جا تو خواندید.

داستان قسمت ۳۴

یک هفته تمام، هر روز اعضای گروه شرکت آرتمیم معماری، روی پروژه آلارا کار می‌کنند و بالاخره آن را به اتمام می‌رسانند. آنها به همین مناسبت بعد از یک هفته کار، اتمام این پروژه را در شرکت جشن میگیرند. همگی از روند و نتیجه کارشان راضی و خوشحال هستند. لروکس به اتاق دمیر می رود‌. او روی میز دمیر پاسپورتش را میبیند و به فکر فرو می رود.

آلارا به شرکت آمده و مدام در مورد سفر پاریس با دمیر صحبت میکند. او به دمیر در مورد رستوران و برنامه های مفرحی که برای سفرشان ترتیب دیده است صحبت میکند و از دمیر میخواهد که به جای دور روز، یک هفته در پاریس بمانند تا علاوه بر کنفرانس کاری خوش بگذرانند. لروکس که گوشه ای ایستاده حرفهای آن را می شنود و حرص می خورد. دمیر به آلارا میگوید که این سفر بخاطر کار است و آنها پروژه های دیگری نیز دارند که باید به آنها رسیدگی کند و همان دو روز کافیست. لروکس با عظمیه صحبت کرده و با ناراحتی میگوید که کاش راهی بود تا دمیر از رفتن به پاریس منصرف شود.

اوستا محرم به کافه هپی پای می رود تا به بهانه تبریک شغل جدید لیلا و فیروزه خانم لیلا را ببیند. آنها از لروکس خبر میگیزند و فکر میکنند با آنها قهر کرده است اوستا محرم میگوید که او اخیرا درگیر پروژه ای بوده و وقت نداشته است وگرنه او با کسی قهر نمی‌کند. لیلا و فیروزه خانم از حرفهای اوستا محرم متوجه می شوند که دمیر رئیس شرکت لروکس است. آنها از شنیدن این موضوع شوکه می شوند.

در ادامه قسمت ۳۴ سریال ترکی همه جا تو می خوانید: در جشن شرکت، آلارا پیش آیدا و مروه و لروکس می آید و چند دست لباس به آنها نشان می دهد و میگوید در انتخاب آنها برای بردن به پاریس مردد است و میخواهد لباسی ببرد که دمیر خوشش بیاید. او به عمد با حرفهایش میخواهد لروکس را حرص بدهد. لروکس نیز با طعنه به او میگوید که فرد داخل لباس از خود لباس مهم تر است.

دمیر به اتاق خود و دنبال پاسپورتش میگردد. کمی بعد لروکس نیز به اتاق دمیر می رود. دمیر طلبکارانه از لروکس میخواهد که بچه بازی نکند و پاسپورت او را پس بدهد. لروکس میگوید که پاسپورت را برنداشته است. آنها یکدیگر بحث میکنند. وقتی لروکس بیرون می آید، عظمیه پیش او آمده و میگوید که پاسپورت دمیر را برداشته است تا دمیر نرود. لروکس از این کار او ناراحت شده و از او میخواهد که پاسپورت را پس بدهد. همان لحظه دمیر بیرون آمده و پاسپورت را دست عظمیه می‌بیند. عظمیه میگوید که بخاطر شلوغی آن را از روی میز برداشته بود تا گم نشود.

لروکس با ناراحتی بیرون می آید تا به خانه برود. دمیر پست سر او آمده و با اصرار او را سوار ماشین میکند تا با یکدیگر بروند. منی بعد آلارا وقتی متوجه می شود که دمیر وسط مهمانی رفته است متعجب می شود.

در خانه ودات با دمیر تماس گرفته و اصرار دارد تا یکدیگر را شب ببینند، زیرا از سردی رفتار اخیر دمیر ناراحت است و علت این رفتارش را نمی‌داند.
شب، بوراک پیش فرخ می رود. فرخ با خوشحالی به او خبر میدهد که غیر مستقیم اسن خانم را لو داده است و او دستگیر شده و دیگر نیازی به استرس و ترس پولشویی نیست.

دمیر به همراه ودات به رستوران می رود. لروکس در خانه تنها است. کمی بعد ، آلارا برای دیدن دمیر دم در آنها می آید. او وقتی میفهمد که دمیر خانه نیست، داخل آمده تا منتظر او بماند.لروکس از دیدن این وضعیت عصبی می شود.
در رستوران ودات سعی دارد از زبان دمیر حرف بکشد تا علت رفتار او را بفهمد. دمیر به او میگوید که سعی کند تنها نباشد و دنبال فردی که میخواهد برود. ودات از حرفهای او سر در نیاورده و از دمیر میخواهد که به فکر تنهایی او نباشد. آنها مشروب خورده و مست میکننند.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۳۳

ایبو به خانه پیش دمیر می رود و از او سراغ لروکس را می گیرد. دمیر خودش را بی تفاوت نشان داده و میگوید که لروکس بیرون رفته است و از او خبری ندارد.
لروکس به پناهگاه سگها می رود و مشغول بازی با آنها می شود. ایبو که حدس می زند لروکس به آنجا رفته باشد، خودش نیز به پناهگاه می رود. او لروکس را سرگرم بازی با سگ ها می بیند. آنها با یکدیگر صحبت میکنند و لروکس پیش ایبو نیز از دمیر و اتفاقات اخیر گله میکند. ایبو که میداند لروکس برای دمیر مهم است، به او پیام داده و میگوید که لروکس را پیدا کرده است و نگران نباشد.

آیدا و مروه به کافه هپی پای می روند. فیروزه و لیلا خانم از حرفهای آنها متوجه می شوند که لروکس امروز کمی ناخوش احوال بوده و بخاطر مشکلات شرکت و بحث با رئیسش عصبی است. آنها کنجکاو ماجرا می شوند. آیدا و مروه وقتی می‌فهمند که ایبو لروکس را پیدا کرده است، سریع بیرون آمده تا پیش او بروند. آیدا هنگام رفتن از لیلا و فیروزه خانم بابت شب رمانتیک گذشته تشکر میکند. آنها شوکه شده و میفهمند که دمیر و لروکس دیشب به آنجا نیامده اند.
دمیر در خانه به اتاق لروکس می رود. او با ماهی لروکس شروع به درد و دل میکند و از اینکه متوجه شده ودات از لروکس خوشش آمده اما وقتی فهمیده او کیست این قضیه را پنهان کرده ناراحت است.

ایبو لروکس را به خانه آیدا می برد. آیدا و مروه و لروکس مشغول صحبت می شوند. لروکس در مورد سفر دمیر به پاریس به همراه دمیر عصبی است و با آنها نیز در این مورد صحبت کرده و آلارا را در حد دمیر نمی داند.
فیروزه و لیلا خانم به خانه پیش دمیر می آیند. آنها سعی دارند در مورد مشکل لروکس در شرکت سر در بیاورند و از اذیت های رییس شرکت پیش دمیر گله میکنند. دمیر نیز به عمد به رئیس لروکس حق داده و میگوید که حتما لروکس خطایی انجام داده است. فیروزه و لیلا خانم متوجه می شوند که مشکلی بین لروکس و دمیر است و گویا آنها با یکدیگر دعوا کرده اند.

دمیر تا شب در خانه است و گاهی یاد لروکس و خاطرات روزهای اول می افتد. او چند بار برای لروکس پیام می نویسد تا بداند که او کی به خانه برمی‌گردد اما از ارسال آن منصرف می شود. در عوض بوراک به لروکس پیام داده و برای حال او ابراز نگرانی میکند.

لروکس تا شب در خانه پیش آیدا و مروه است و با یکدیگر صحبت میکنند. او آخر شب به خانه برمی‌گردد و در تراس دمیر را میبیند که روی مبل خوابش برده است. او روی دمیر پتو می اندازد. دمیر بیدار شده از او میپرسد که کجا بوده است‌. لروکس نیز میگوید که در خانه آیدا بوده است. آنها هر دو شب را با ناراحتی می خوابند.
بعد از رفتن بچه ها، ایبو به خانه آیدا می آید تا شب به خیر گفته و برود اما آیدا اورا نگه داشته و با یکدیگر فیلم میبیند. ایبو شب را در خانه آیدا مانده و روی کاناپه خوابشان می برد.


داستان قسمت ۳۲

همان لحظه عظمیه وارد اتاق می شود. او با تعجب به آنها نگاه کرده و به دمیر خبر میدهد که مهمان دارد. دمیر میگوید هرکسی که هست او را منتظر بگذارد. عظمیه تاکید میکند که مهمان، آقا ییلدیریم است. لروکس دست دمیر را رها کرده و با گریه از اتاق بیرون می آید. همه از دیدن حالت او تعجب می کنند. لروکس به حیاط می رود و گریه میکند. آیدا و مروه پیش او می روند. لروکس از اینکه دروغ های زیادی به دمیر گفته ناراحت است و خودش را مقصر میبیند و از طرفی رفتن او به پاریس با آلارا برایش سنگین است. او میخواهد کمی تنها باشد.

آقا ییلدیریم به اتاق دمیر می رود . او از دمیر بخاطر رسیدگی به پروژه ها و انگیزه ای که به آلارا داده تشکر میکند و او را مسبب نزدیک شدن آلارا به او و شرایط مطلوب اخیر می داند.
لروکس کمی بعد پیش بقیه می رود. بوراک کنجکاو علت حال لروکس است. لروکس به همه می‌گوید که حالش مساعد نیست و از اینکه دروغهای زیادی به دمیر گفته ناراحت است و تصمیم دارد در مورد عملیات چیتا نیز که خودش آن را شروع کرده، به دمیر حقیقت را بگوید.

بوراک نگران می شود و سعی دارد نظر لروکس را عوض کند.لروکس میگوید که به دمیر چیزی نمیگوید، اما از بوراک میخواهد که آمدن اسن خانم را لغو کنند. فرخ و بوراک با نگرانی به یکدیگر نگاه میکنند. بعد از رفتن آقا ییلدیریم، دمیر از اتاقش بیرون آمده و از لروکس میخواهد که بروند.

آنها به خانه می روند. دمیر از لروکس میخواهد که مشکلش را برای او توضیح بدهد. لروکس همچنان علت این رفتار دمیر را بخاطر یک دروغ ساده متوجه نمی شود. دمیر میگوید که دروغ او باعث جابجایی خیلی از مهره های دیگر شده و روی چیزهای دیگری تاثیر داشته است. لروکس با عصبانیت به رابطه عاشقانه بین آلارا و دمیر طعنه می زند و با خشم به اتاق دمیر می رود و برای سفر او چمدان می‌بندد. دمیر سعی دارد لروکس را آرام کند. او خودش نیز گریه اش میگیرد. لروکس از دیدن این صحنه متعجب می شود. همان لحظه در می زنند. لروکس دم در می رود و بوراک را میبیند که اصرار دارد بخاطر بهتر شدن حال او برای نهار بیرون بروند. لروکس به ناچار همراه او می رود.

لیلا و فیروزه خانم در کافه راجع به شب گذشته حرف می زنند و از اینکه به هدفشان رسیده اند خوشحالند. آنها تصور میکنند که دمیر و لروکس به کافه آمده اند.
آیدا و مروه که نگران لروکس هستند، پیش ایبو می روند و به او می‌گویند که گوشی لروکس خاموش است. آنها پیش ایبو می روند و از او می‌خواهند که پیش دمیر برود و از لروکس خبری بگیرد.

بوراک و لروکس به رستوران می روند. بوراک بخاطر ناراحتی لروکس تصور میکند که دمیر به او تجاوز کرده است اما لروکس میگوید که چنین چیزی نیست و او اشتباه فکر میکند. بوراک علت ناراحتی بیش از حد لروکس را نمی‌فهمد. آلارا با بوراک تماس گرفته و میگوید که با او کار دارد. بوراک سعی دارد وقت دیگری با او قرار بگذارد اما آلارا به اصرار آدرس رستوران را میگیرد. بعد از رفتن لروکس، آلارا که منتظر رفتن او بوده سر میز پیش بوراک می آید. او با خوشحالی به بوراک خبر میدهد که قرار است با دمیز به پاریس برود و بعد از آن دمیر عاشق او شده و وارد رابطه خواهند شد.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس + جزئیات

داستان قسمت ۳۱

آلارا که با آیدا و بورا و اوستا محرم به ساختمان پرورشگاه رفته است، با دستورها و حرفهای غیر منطقی اش آنها را به ستوه می آورد. اوستا محرم از دست او عصبانی شده و آیدا و بورا او را کنترل می کند.

در محوطه‌، لروکس و دمیر نشسته اند که ودات نیز برای سر زدن به محوطه بابت گلکاری سر می رسد. آنها کمی با هم در محوطه قدم می زنند. ودات که حواسش نیست دمیر نمی‌داند که او لروکس را نمی‌شناسد، به روستایی بودن او اشاره میکند. دمیر کنجکاو می شود که ودات این موضوع را از کجا میداند.ودات سریع میگوید که مروه به او گفته بود. آنها کمی قدم زده و سپس ودات می رود. ودات قبل رفتن به دمیر میگوید که با لروکس خوب برخورد کند و از لروکس تعریف میکند.

لروکس و دمیر به سمت شرکت می روند. لروکس میگوید که گرسنه است و آنها لب ساحل رفته تا ساندویچ بخورند.
در شرکت، بوراک و فرخ در مورد اسن خانم و تاخیر پروژه حرف می زنند. بوراک از دست دمیر خیلی عصبانی است و فرخ به او نسبت به علاقه داشتن به لروکس شک میکند. مروه که به حیاط آمده بود ، صدای آنها را می شوند و شوکه می شود . او پیش آیدا رفته و میگوید که گویا بوراک به لروکس علاقه مند شده است. عظمیه نیز پیش آنها آمده و حرفهایشان را می شنود.

آلارا به شرکت می آید و وقتی متوجه می شود دمیر حضور ندارد، به اتاق او رفته و روی میزش بلیت سفر به پاریس را میگذارد که قرار است آنجا جلسه ای برای معرفی پروژه پرورشگاهشان برگزار شود. او همچنین یادداشتی گذاشته و داخل آن می نویسد که میخواهد برای چند روز دمیر را بدزدد و به سفر بروند. بوراک وارد اتاق شده و بر سر اینکه آلارا اصرار به به دست آوردن دمیر دارد با او بحث میکند و از او میخواهد که کمی سنگین رفتار کند، و باید صبر کند تا مرد به سراغ او بیاید. آلارا که متوجه علاقه او به لروکس شده از او میخواهد که خودش به عنوان یک مرد،به لروکس ابراز علاقه کند، تا قبل از اینکه دمیر و لروکس ازدواج کرده باشند!

لروکس و دمیر بعد از غذا کمی قدم می زنند. لروکس در میان حرفهای دمیر، می فهمد که ودات نزدیکترین فرد زندگی اوست و به او اعتماد کامل دارد. برای همین، از اینکه ودات بخاطر او به دمیر دروغ گفته است، ناراحت شده و عذاب وجدان می‌گیرد. آنها به سمت شرکت می روند. دم در شرکت، لروکس طاقت نیاورده و حقیقت را به دمیر می گوید. دمیر با عصبانیت به اتاق خودش می رود.

او با یادآوری حرفهای ودات، تازه متوجه می شود که او به لروکس علاقه مند شده بود. دمیر گریه اش میگیرد. او چشمش به بلیت و یادداشت روی میز می افتد. لروکس وارد اتاق او می شود. دمیر با آلارا تماس گرفته و مقابل لروکس به او میگوید که موافق سفر است. لروکس ناراحت شده و میخواهد از اتاق بیرون برود. او معنی ناراحتی بیش از حد دمیر بخاطر یک دروغ ساده را نمیفهمد. آنها با یکدیگر بحث میکنند. لروکس میخواهد از اتاق برود که دمیر دست او را میگیرد.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس Her Yerde Sen + داستان کامل قسمت آخر
داستان قسمت اول تا آخر سریال لروکس + جزئیات

بازیگران سریال ترکی همه جا تو Her Yerde Sen


⇐ برای دیدن مطالب بیشتر به لینک های سریال ترکی جدید و سریال های در حال پخش ترکیه مراجعه کنید


منبع مطلب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن